تبليغاتX
کروب رضایی

سه شنبه هشتم فروردین 1391

گالاردو

سر افکنده مقابل ماتادورها

چشم دریده زیر چاقوی سلاخ ها

عکاس این عکس راست می گفت:

جلوی قصابی که می رسند به لاشه

همنوعانشان بی خیال نگاه می کنند

 

گاوها ژست های عجیبی دارند

 

............................................................

 

محمد علی کلی

 

از دست های خالی خوشم می آید

راحت مشت می شوند

نوشته شده توسط کروب در 12:53 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390

-صفر-

 

بهار که بیاید

سن و سالم بیشتر می شود

پدرم پیرتر

بچه هایم بزرگتر

 و......

من چقدر دیر فهمیدم

نا پختگی آدم ها

از دیکته های

نانوشته است
نوشته شده توسط کروب در 20:12 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه چهاردهم اسفند 1390

مناعت

 

گاهی زندگی آدم را برای نان خوردن

تا لابلای دندان کفتار هم می برد

 

پرنده سبک که باشد

بلندتر پرواز می کند

نوشته شده توسط کروب در 22:31 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه ششم دی 1390

مجسمه یادبود

 بجای شعر

از طرف مادر سرباز یکم

به آجودانی کل ارتش دنیا

عریضه ای نوشته ام:

 در شلوغ ترین میدان شهر

سالهاست دست های پسرم

بالاست !
نوشته شده توسط کروب در 19:4 |  لینک ثابت   •